" سخنم را به حمد وستایش خدا و درود و سلام بر پیامبرش آغاز میکنم.1 اما بعد، ای  اهل کوفه! ای نیرنگ بازان فریبکار! بر ما گریه می کنید؟! ای کاش این اشک هاتان خشک نشود و این ناله هاتان خاموشی نگیرد!  در حقیقت مثل شما ، داستان آن زنی است که رشته خویش ر اپس از آنکه سخت میتابید و می بافت پنبه می کرد ، شما هم آن همه سوگند هاتان و پیمانهاتان را تنها میان خود دست آویز کردید .( سوگندها همه دروغ و پیمانها همه شکستنی بود!)

" و مگر در شما جز یاوه، فساد، خود بینی، کینه، خود فروشی، چاپلوسی در برابر نامردان( نوکرمآب) و عشوه گری با دشمنان، چیز دیگری میتوان سراغ داشت؟! شماها همچون گیاهی خود رو هستید که بر مزبله ای میروید، یا همچون سیمی که در دل خاک جای دارد"

راستی، زشت بود آنچه برای خویش پیش آوردید که خشم الهی شما را فروگرفت و در عذابی جاودان خواهید بود

ای مردم! شما بر ما میگریید؟! و در غم ما خویشتن را میخراشید؟! آری به خدا باید بگریید، چه آنکه تنها شما شایسته گریه اید!

گریه هاتان فروان و خنده هاتان کم باد!

شما دامن خویش را چنان به ننگ و لکه این جنایت و فاجعه آلودید که هرگز به هیچ آبی شسته نخواهد شد .

و مگر میشود این لکه را از دامان زدود که نواده خاتم پیامبران، کانون رسالت و وحی را کشتید! با اینکه او سرور جوانان بهشتی بود، سنگر بازماندگان نیکی و درستی، دادرس روزهای مصیبت بار، مشعل راهنمای حق و محور سنتها و ارزشهای روزگارتان بود. عجب جنایتی به گردن گرفتید. ای بمیرید و سر افکنده شوید! تلاشهاتان بی فرجام، دسترنجتان زیانبارو سودایتان بی سود شد. قرین خشم خدا شدید و ذلت و خواری به نامتان نقش بست.

وای بر شما ای مردم کوفه ! هیچ میدانید چه جگر از پیامبر خدا شکافتید؟! و چه پرده ای از او دریدید! چه " خونی" از او بر زمین ریختید؟! و چه حرمتی از او هتک کردید؟!

عجب گناهی ، عجب سیاهکاری بزرگی مرتکب شدید!

افتضاح و رسوایی تان زمین را فراگرفت. راستی اگر آسمان در این فاجعه خون بگرید، تعجب میکنید؟!

این رسوائی دنیاتان و البته که عذاب جهان دیگرتان بسیار سخت تر است، در حالیکه دستتان از هر گونه کمک و یاری کوتاه خواهد بود.

اگر امروز مهلت یافته اید، دلتان بدان خوش نباشد که خدا شتابی در کیفر نشان نمیدهد و بیم از دست دادن فرصت انتقام نارد . نه هرگز چنین مپندارید که خدایتان در کمین گاه است.

توضیح1: دختر علی در این خطابه به آیات زیادی از قرآن تکیه کرده اما شیوه اش بر این است که معمولا به جای خواندن عین آیه ، موقعیت و مقام و اوضاع خویش و شنوندگانش را در آن منعکس میکند. مثلا: در آنجا که روی سخن آیه به غایب است و تمام افعال و ضمائر به صیغه غایب آمده است ایشان تمام ضمیرها و فعل های آیه را به صیغه مخاطب و حاضر می اورد. و در جائی دیگر موقعیت و لزوم توجه بیشتر او را بر آن داشته است که قسمت دوم یک آیه را مقدم بر قسمت اول بخواند.

منبع: عاشورا شکست پیروز